السيد محمد صادق الروحاني (مترجم: صادقى)

14

جبر و اختيار (فارسى)

آنچه گفتيم آشكار شد كه توجيه محقق خراسانى « 1 » در خصوص سخن اشاعره كه قائل به مغايرت ميان طلب و اراده هستند توجيه صحيحى نيست . آنجا كه محقق خراسانى مى فرمايد : « مقصود از مغايرت ، مغايرت انشايى از طلب است - همانگونه كه از اطلاق طلب چنين بر مى آيد - و مغايرت حقيقى ، از اراده است - همانگونه كه در هنگام اطلاق اراده غالباً از آن اين گونه اراده مىشود ، پس نزاع لفظى است . » و چون شكى نيست كه خداوند گروهى را به سبب ترك واجبات و انجام گناهان مجازات مىكند ، جبرگرايان چاره اى ندارند كه حسن و قبح عقلى را به نسبت خداوند انكار كنند زيرا اگر به حسن و قبح عقلى معتقد باشيم ، كيفر بندگان بر فعل غير اختيارى هيچ وجه و معنايى ندارد . و اگر بگوئيم كه خداوند انسان ها را بر امور غير اختيارى مجازات مىكند منجر به سلب عدالت از خداوند مىشود . لذا جبرگرايان گفته اند خدا مىتواند با شرافت ترين پيامبران را مجازات كند و به پست ترين انسان ها پاداش نيك دهد . [ هر چه آن خسرو كند شيرين بود ] كه خداوند از اين صفت بسيار دور است . سخن قائلان به تفويض اما قائلان به تفويض « 2 » براى اينكه عدالت خداوند

--> ( 1 ) - كفايه الاصول ، ص 66 ( از آنچه بيان كرديم مى توان ميان دو طرف صلح و آشتى برقرار نمود . . . ) ( 2 ) - مفوضه گروهى از غلاهء [ غلو كنندگان ] هستند و آنچه آنان را از ساير غلاهء جدا مىكند اعتقاد به حدوث امامان و آفرينش آنان و نفى قديم بودن از ايشان است هر چند آفرينش و روزى بخشى را به امامان نسبت مى دهند و ادعا مى كنند خداوند تنها امامان را آفريد و آفرينش جهان را به ايشان واگذارد . بحار الانوار ، ج 25 ص 345 و تصحيح الاعتقاد ص 131 و در مجمع البحرين ج 2 ص 438 ماده ( فوض ) آمده است : مفوضه گروهى هستند كه مى گويند خداوند محمد ( ص ) را آفريد و آفرينش دنيا را به او واگذارد پس محمد ( ص ) آفريننده هر آنچه در دنياست مى باشد و گفته شده است : آفرينش به على واگذار شده است . و در ( مشارق انوار اليقين فى اسرار امير المؤمنين ) آمده است : مفوضه بيست گروهند » آنگاه گروه هايشان را ذكر كرده است كه هر كه مى خواهد بيشتر بداند به ( مشارق ) ص 335 مراجعه كند .